♥ღerfunnyღ عــاشـــ♥♥♥ــــقــانـــه ღerfunnyღ♥
سلام ، به وبلاگ عاشقانه من خیلی خوش آمدید روزگاریست همه عرض بدن میخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند دیوو هستند ، ولی مثل پری میپوشند گرگ هایی که لباس پدری میپوشند آنچه دیدنت به مقیاس نظر میسنجند عشق را همه با دور کمر میسنجند خوب طبیعیست ، که یکروزه به پایان برسد عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد، گرمی دست هایت چیست که دستهایم آن را میطلبد ؟ در آئینه ی چشمهایم بنگر ، چه ميبيني ! آيا ميبيني كه تو را ميبيند ،صداي تپش قلبم را ميشنوي كه فرياد ميزند دوستت دارم ؟ دوست ندارم بگوئمدوستت دارم ، دوست دارم كه بداني دوستت دارم ...
عشق عشق .......................................................یعنی خلوت و راز و نیاز ...................................عشق.......................................... عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من به وبلاگ عاشقانه به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..." به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..." ، او تسلی بخش اندوه نگاهم بود و رفت ، ، چلچراغي در دل شام سياهم بود و رفت ، ، كارواني از غزل را پيش رويم مي نهاد ، ، اوتمام هستي من بود ، تكيه گاهم بود و رفت ، ، باز در كار دلم وا مانده ام ، ،ياد عشق او هميشه چاره ساز اشتباهم بود و رفت ، ، رفت و ديدم آتشي بر دل نهاد ، ، او به وقت بي كسي تنها پناهم بود و رفت ، ، مانده ام با يك سكوت تلخ و يك راه جنون ، ، حاصل تشويق سال و سهمم بود و رفت، * * * صداقت یعنی ؟؟؟* * * صداقت یعنی فکر و ذهنت رو در سیطره خودت نگه داشته باشی ، نه اینکه اونها تو رو در سیطره خودشون نگه داشته باشند ، که بتونند تو رو همه جا ببرند ، صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی با یه نفر دوست میشی دوستیت صادقانه باشه ، نه اینکه دوستیت ، مثال یک وسیله باشه ، که فقط برای قصد خاص و منظوری اونو نگه داشته باشی ، و وقتی کارت تموم شد دورش بندازی ، صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی با خدا هم حرف میزنی همه چیزت رو فراموش کنی ، و فقط با خدای خودت حرف بزنی و درد دل کنی ، و تمام حواست فقط اونجا باشه ، نه جای دیگه ، صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی یه نفر یه رازی رو بهت میگه اونو تو دریچه قلبت نگه داری ، و درش رو ۶ قفله کنی و روش بنویسی ورود ممنوع ، صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی یه نفر ازت کمک میخواد بی ریا کمک کنی نه برای قرض شخصی ، صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی درس میخونی ، کار میکنی ، فقط برای خدا باشه و خدمت برای بنده های پاک اون صداقت یعنی ؟؟؟ وقتی از در خونه بیرون میری ، اول یه نگاه به آسمون بندازی ، بعد روزت رو با نام خدا شروع کنی ، صداقت یعنی ؟؟؟ صداقت یعنی خیلی چیز ها ، یعنی عشق - ایمان - محبت - صفا - نیت پاک - که اگه اینا رو داشته باشی مطمئن باش که به خیلی چیز ها میرسی را باز ميكنی. ميدانم هيچ جايي نيست كه بتوانم دفتر خاطراتم را آنجا پنهان كنم؛ چون تو تكتك كلمههای دفتر خاطراتم را ميدانی. حتی اگر تمام پنجرهها را ببندم و تمام پردهها را بكشم، تو مرا باز هم ميبينی و میدانی كه نشستهام يا خوابيده و ميدانی كدام فكر روی كدام سلول ذهن من راه میرود. تو هر شب خوابهای مرا تماشا میكنی، آرزوهايم را میشمری و خيالهايم را اندازه میگيری. تو میدانی امروز چند بار اشتباه كردهام و چند بار شيطان از نزديكیهای قلبم گذشته است. تو سرنوشت تمام برگها را میدانی و مسير حركت تمام بادها را. و خبر داری كه هر كدام از قاصدكها چه خبری را با خود به كجا خواهند برد. تو میدانی، تو بسيار میدانی...خدايا میخواستم برايت نامهای بنويسم. اما يادم آمد كه تو نامهام را پيش از آن كه نوشته باشم، خواندهای... پس منتظر میمانم تا جوابم را فرشتهای برايم بياورد. وقتی خورشیـــد میره تا چشــماشو رو هم بذاره همه جا عطرتو پیچیده ، تنها صدای تو را میشنوم ، جایت در کنارم خالیست دوستت دارم اگر من شاعرم ,شعرم تو هستی اگر من عاشقم ,عشقم تو هستی اگر من یک کتاب کهنه هستم بدان زیباترین برگش تو هستی اگر باغ نگاهم پر ز خار است گلم تاراج دست روزگار است به چشمانت قسم با بودن تو زمستانی ترین روزم بهار است
زندگی یعنی بازی، سه،دو،یک.... سوت داور! بازی شروع شد! دویدی،دست و پا زدی، غرق شدی، دل شکستی، عاشق شدی، بی رحم شدی، مهربان شدی، بچه بودی،بزرگ شدی، پیر شدی.... سوت داور!سه، دو ، یک.... بازی تمام شد، زندگی را باختی، اشکات رو پاک کن همسفر،گاهی باید بازی رو باخت اما اینو یادت باشه باز میشه زندگی رو ساخت.. شاگردی از استادش پرسید عشق چیست؟ استاد درجواب گفت:به گندم زار برو وپر خوشه ترین شاخه رابیاور امادر هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت وپس از مدتی طولانی برگشت استاد پرسید:چه اوردی؟وشاگرد باحسرت جواب دادهیچ!هرچه جلوتر میرفتم خوشه های پرپشت تر میدیدم وبه امیدپیدا کردن پرپشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم استاد گفت:عشق یعنی همین! شاگرد پرسید:پس ازذواج چیست؟ استاد به سخن امد که به جنگل برو وبلندترین درخت را بیاور امابه یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!شاگرد رفت وپس ازمدت کوتاهی برگشت استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او درجواب گفت:به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم ترسیدم که اگرجلو بروم باز هم دست خالی برگردم استاد باز گفت:ازدواج هم یعنی همین!!! کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه " حالت چطوره؟ " و تو جواب میدی " خوبم! " کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: "میدونم خوب نیستی ... " بیدار ماندن را بیشتر از خوابیدن و اشک هایی از سر غم را بیشتر از خنده هایی از سرمستی آن زمان که از خاطراتم شره میکنی و من هر سو که میروم گستاخانه٬ بی شرمانه و وحشیانه در پی ام میدوی و بازهم خیس حضورت میشوم کاش میشد در زباله دانی خاطراتم گم شوی اما نه! آنجا هم برایت زیادی است.... ـ خزعبلات عصر جمعه ـ آسمان را بنگر، که هنوز بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت! ماه من غصه چرا؟! ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست که خدا را دارند... ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید، یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن، او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد... او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام، غرق شادی باشد... ماه من! ۱ـ بوس صــورت : دوســت داشتن ۲ـ بوس پــيشاني : آرامــش ۳ـ بوس بــازو : شـوخي كــردن ۴ـ بوس لــب : عاشق بودن ۵ـ بوس گردن : نياز دا ۶ـ ؟؟؟حالا اگه میخواي بوسم كني بوست شماره چنده؟؟؟ عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجدههاباچشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني سوختن و ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني شاعري دل سوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله برچمن عشق يعني يك تيمم يك نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطعه شعر ناتمام عشق يعني بهترين حسن ختام نام علی : عدالت راه علی : سعادت یاد علی : قیامت عشق علی : شهادت ذکر علی : عبادت عید علی : مبارک سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است . هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ گرم، پاسخ گويد نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ قدمي، راه محبت پويد *** خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست همه گلچين گل امروزند ـ در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست . *** به كه بايد دل بست ؟ به كه شايد دل بست ؟ نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ نقشه يي شيطانيست در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ حيله پنهانيست . *** عشق یعنی مستی و دیوانگی ... .عشق یعنی با جهان بیگانگی میخوام برم تاابد بمونم.....................................سخته برای هردومون میدونم فکر نکنی دوری واینجانیستی........................قلب من اونجاست توتنها نیستی خودم میرم عکسم ولی توقابه..........................میشنوه حرف ولی بی جوابه رفتن من شاید یه امتحانه..............................واسهشناخت تو تواین زمونه مراقب گلدون اطلسی باش..........................یه وقتهایی منتظرکسی باش کسی که چشماش یه کمی روشنه........................شایدیه قدری هم شبیه منه مي انديشم... مي انديشم به روزي كه زيبا پَرتو عشقت را بر مــــن تاباندي و من چه سَر خوش بودم از اين عــشــق... ولي نمي دانستم كه درد عشق از سرورش بيشتر است و تنهايي از درد عشق بد تر است و دستان خالي و سرد گواه اين تنهايي است. تنهايي كه تنها به اميد ” می خواستم خراب نگاهش شوم , نشد در آتش حزین فراغش فنا شدم می خواستم بسان ِ عروسِ پریوشی پروانه ای شدم , به راهش شتافتم
فراموشم می کنی به سرعت رفتن، سراغم نمی گیری تا لحظه بودن، مرا بی احساس پنداشتی ندانستی سراسر احساسم، نفهمیدی چنان غرق در عشقم که با تو غم نمی دانم، بی قرارم تا تو برگردی، جدایی چه سنگین است، بی تو بودن سایه شوم است، تو آنجایی با آرزوهایت خوش و خرم غافل از احوال ما سرمست میگردی، من و دلواپسی هایم درد جدایی می سرائیم، راستی یادم هست قطره اشکی که فرو ریخت از چشم هایت، آنگاه در آغوشم آرمیدی، چگونه باور کنم وفایت را در اوج بی تابی، چگونه بگذرم از خاطره هایت که همچون رودی پیوسته بر من جاری است و به مانند عشقت رهایم نخواهد کرد، از من بر تو تنها چشمه سار روان محبت است که می ماند، باران بی دریغ احساس و شب ناله های بی تو بودن که تو هیچ نشنیده ای از آن، مرا با من رهسپار کردی تا مرز بی فروغ تنهایی، در باورم نیست این لحظه های بی رحم زمانه، من و دست خطی که با هم بغض داریم، خنده هایت از دیدن جمله هایم، صادقانه می گویم، باور کن! باور کن!
غم تنها ترین تنهای دنیا
تویی زیباترین زیبای دنیا تو مثل امید یک قناری قراری بر دل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرحم زخم شقایق تویی لالایی خواب خوش آواز بالم را مشکن در اوج پرواز نگاهت را می پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم


۰



از آغاز عالم تو را دوستـــــــ دارم
چه شبــــــــ ها من و آســـــــمان تا دم صبح
ســــــرودیم نم نم ؛ تو را دوستــــــــــ دارم
نه خطـــــی ، نه خالـــــــی ! نه خواب و خیالــــــــی !
من ای حس مبهـــــم تو را دوستــــــ دارم
سلامــــــی صمیمـــــــــی تر از غـــــــم ندیدم
به اندازه ی غـــــم تو را دوستــــــــ دارم
بیا تا صدا از دل ســــــــنگ خیزد
بگوییم با هم : تو را دوستـــــــــ دارم
جهان یک دهان شــــــــد همآواز با ما :
تو را دوستــــــــ دارم ، تو را دوستـــــــــــ دارم
حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت
با اینکه قلبم بارها شکست
اما دلم باز هم به پای تو نشست
به هیچکسی دل نبست
با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ،
روزهای شیرین زندگی ام با تو
آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو
تو همیشه وفادار بمان
و ببین که قلبم جز به عشق تو نفس کشیدن دیگر کاری ندارد
اگر قرار باشد زنده باشم ، نمیخواهم هیچکسی جز تو در قلبم باشد
این نیست حال و هوای گذشته های دور من
اینک حس میکنم تویی زندگی من
گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من
یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من
خیلی دوستت دارم عشق من....................عشق......................
عشق یعنی..........................................محبت و سوز و گداز
عشق یعنی ........................سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی ....نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی .............................................................کوی ایمان و امید
عشق یعنی ...................................... یک بغل یاس سپید
عشق یعنی ......................... یک ترنم از یه یار
عشق یعنی ..... سبزی باغ و بهار
عشق یعنی ........................................................... لحظه دیدار یار
عشق یعنی............................................ انتهای انتظار
عشق یعنی........................ وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی ....................................................... حس نرم اطلسی
عشق یعنی...................................... با خدا در بی کسی
عشق یعنی......................... همکلام بی صدا
عشق یعنی.........بی نهایت تا خدا
عشق یعنی ........................................................... انتظار و انتظار
عشق یعنی .................................... هر چه بینی کس یار
عشق یعنی................... شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی .... سجده ها با چشم تر
عشق یعنی ....................................................... دیده بر در دوختن
عشق یعنی .....................................از فراقش سوختن
عشق یعنی ..................... سر به در اویختن
عشق یعنی.... اشک حسرت ریختن
عشق یعنی ..................................................... لحظه های ناب ناب
عشق یعنی ........................................لحظه های التهاب
عشق یعنی ............................ بنده فرمان شدن
عشق یعنی ............تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی ............................................ گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی ............................. هر چه در دل آرزوست

میدونی ولنتاین یعنی چی
یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یکی دل ببنده وتا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه 
روز عشق بر همه عاشقان مبارک
![]()
گاه که غرور کسی را له می کنی، 
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
زندگی مثل پیانوست.... دكمه های سفید برای شادی و دكمه های سیاه برای غم. اما فقط وقتی میتونی قشنگترین آهنگ رو بزنی كه دكمه های سفید و سیاه رو با هم فشار بدی... 


؟ گفتم عشق چیست ؟ 
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
هرگـــز نشد بیـــای پیشـــم بگیــری دستـــای منـو
بـدونــی من عـاشقتـم گوش کنی حرف هـــای منـو
بی وفا بودی ولی اون که برات می مــرد منـم
تــا زنـده ام دوسـت دارم اینــه کــلام آخــــــــــرم

مـن کـه نتـونستـم تو رو یه لحظـه تنـهــات بـذارم
تـو سـردی خاطـره هـام بگـم کـه دوســت نــدارم

دلـم می خواد همیـن یه بار اشکامو پنهون نکنـــم
باور کنی تو رو می خوام غربت و زنــدونی کنم

بیـام به شهــر خاطــرات غرق بشم تـوی نگــات
دیـونـه وار فدات بشـم ، بمیرم من واسـه چشــات
امـا هنـوز فاصلمــون دوره و دست من جداســت
ترانــه ی سکــوت من تو بغض آخرم رهاســـت
کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم
تــو چشــم من نگـاه کنـی بگــی کـه عــاشقت منم


رنگ خورشيد غروب


رنگ خورشیــد غروب چشـــماتو یادم میاره
همیـــشه غروب برام عزیز و دوســت داشتنیه
واســه اینکه رنگ خوب چشـمای تو رو داره
غــروبا قشنگن ، با چـــشات یه رنگن
قشنـــگ ترین غروبو تو چشــای تو می بینم
تموم عالــمو پر از صـــدای تو می بینم
تـــوچه پـــاکی،تـــوچه خــوبی
تـــو شکوه یه غـــروبی
مــث دریــای پر آواز جــنوبی
تــــو برام دیدنی هســـتی مث دریای جـــنوب
کــه پر از رازی و آوازی و قــصه های خوب
دیدنـــت برای من همـــیشه تازگـــی داره
مــث جنگل مث ساحــل ، مث دریـــا تو غروب....... لحظه شماری

شب شهر تو هم تاریک و تار است؟
برای دیدنم بی تاب هستی؟
چو می اید ستاره بر لب بام
تو هم مانند من بی خواب هستی؟
دلت می لرزد از نامهربانی؟
صدایت هق هق تلخ جداییست؟
چو می خندی به روی ماه تابان
غمت اندازه ی بی همزبانیست؟
بهارت رنگ پاییز و سکوت است؟
چشمای تو نمی بارد چو بارن نم نم؟
چو از ره می رسی تا منزل خویش
نمی گویی به خود : پس کو حسینم؟ 
صدای مرغ حق را می شناسی؟
شب و دریا و طوفان در دلت نیست؟
چو در بستر به سوی خواب ایی
هوای بوسه ی من در سرت نیست؟
نمی خواهی به آغوشم بگیری؟
نمی گیرد دلت هر دم بهانه؟
تو تا تنهای تنها می شوی باز
نمی خوانی به یاد من ترانه؟
چه گویم ؟ ای جدا افتاده از من
منم بی تاب و مست و بی قرارم
برای لحظه ای پیش تو بودن
تمام لحظه ها را می شمارم.. 

تمام احساساتم سهم تو است ، جای تو تا ابد ، تا همیشه در قلب من است
کاش برایت کم نباشم ، کاش برایت با ارزش باشم تا حسرتی در دلم نماند، تا با خیال راحت قلبم عاشقت بماند
قلبم تنها با تو زنده است ، تو گلی و نفس میدهی به باغچه دلم…
این تمام احساسات من است ، لیاقتت بیش از اینهاست ، این تمام دار و ندار من است….
در این کویر خشک و بی محبت یافتن گلی مثل تو معجزه بود ،
دیدن باوفایی مثل تو رویا بود، با تو بودن افسانه بود
حالا تو یک معجزه ای در قلب عاشق من ، تو زیباترین حادثه ای که تا ابد میمانی در قلب من…
کاش برایت همیشگی باشم ، همیشه همینگونه باشی و من تو را داشته باشم
تو را داشته باشم برای نفس کشیدن ، برای عشق ورزیدن ، برای ماندن
تو آمدی و دلم از غمها رها شد ، حالا احساساتم با تو زیبا شده ، عشق آمده و دلم غرق در امواج مهربانی هایت شده….
دوستت دارم ای چشمه زلال دلم ، دوستت دارم ای بود و نبودم ، مرا در میان خودت بگیر تا اسیر آغوشت شوم ، تا برای همیشه پشت میله های آن آغوش گرمت زندانی باشم… ![]()
![]()
![]()



خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه آن من را install كرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینكه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم از یكی دیگر پیشش گله كنم، بگویم كه ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینكه از من می پذیرد كه بگویم : خدا یا دوستت دارم. ... 
![]()
![]()
![]()



گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست!
تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست!
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
غصه اگر هست، بگو تا باشد!
معنی خوشبختی، بودن اندوه است...!
این همه غم و غصه، این همه شادی وشور، چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند، همه را با هم و با عشق بچین... 

ادامه مطلب
هر لحظه كه مي گذرد بيشتر به زيبايي عشقمان پي مي برم..به راستي كه عشق ما،زيباترين عشق دنياست..ما با هم كامل ميشويم ،فقط در كنار هم معنا پيدا مي كنيم..باهم به شيريني زندگي پي ميبريم، باهم زندگي مي كنيم،با هم به اوج عشق مي رسيم تاهميشه! عزيزدلم!بودن تو بودن من است..فقط ميتوانم بگويم:بي نهايت تر ازبينهايت عاشقتم!


ادامه مطلب
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر....عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن ....عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسواشدن...عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن ... .عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار .......عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن ... عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب ... .عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان ....عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته ...عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن .....عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن ..عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز ...عشق یعنی عالمی راز و نیاز![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می خواستم ستاره و ماهش شوم , نشد
می خواستم یگانه نگارش شوم , نشد
دردانه ی دو چشم سیاهش شوم , نشد
من خواستم فدای نگاهش شوم !! نشد … “


| Design By : Pichak |


















